loading...
مهدی پروری
مهدی پروری بازدید : 217 سه شنبه 02 اردیبهشت 1393 نظرات (0)
موفقيت چيست؟ چرا همواره از انسان هاى خوشبخت مى پرسند: راز موفقيت شما چيست؟ بعضى از صاحب نظران معتقدند موفقيت مثلثى طلايى دارد؛ مثلثى كه سه ضلع آن عبارتند از: 1. نظم و آرامش 2. برنامه ريزى و دقت 3. سرعت عمل و زمان شناسى پرموديترا مى نويسد:1 «حتى يك سازمان موفق امتداد سايه يك مدير موفق است.» در حقيقت هر انسانى ناخداى كشتى زندگى خويش است و زمانى موفق خواهد بود كه خوب بينديشد، خوب حركت كند، خوب با تغييرات سازگار شود، خوب برنامه ريزى و خوب عمل كند. ويلمام جيمز مى نويسد: «بزرگ ترين كشف نسل ما اين است كه انسان مى تواند با تغيير دادن نگرش خود زندگى اش را تغيير دهد.» ما امروزه اغلب در شرايط شتاب هستيم و سعى داريم مسائل را حل كنيم؛ اما در واقع بر شدت آن ها مى افزاييم. از آن جا كه همه چيز را مسأله مهم مى دانيم، از يك درام به سراغ درام ديگر مى رويم و بعد از مدتى به تدريج باور مى كنيم كه همه چيز مسأله بزرگى است. به اين مهم توجه نمى كنيم كه طرز برخورد ما با مسائل روى چگونگى حل آن ها تأثير مى گذارد. ما بايد بياموزيم كه با مسائل راحت تر برخورد كنيم. اگر اين نكته را بياموزيم، مسائلى كه حل ناشدنى به نظر مى رسند راحت تر و بى اهميت تر به نظر خواهند رسيد و حتى مسائل بزرگ تر و به راستى استرس آميز به قدر سابق انسان را ناراحت نمى كنند. خوشبختانه به گونه اى ديگر نيز مى توان با زندگى روبه رو گشت؛ روشى ملايم تر كه زندگى را ساده تر و اشخاص را سازگارتر مى سازد. لازمه اين زندگى راحت تر و ملايم تر اين است كه عادت هاى كهنه را با واكنش هاى جديد عوض كنيم. عادات جديدتر سبب مى شوند زندگى رضايت بخش تر و سرشارترى داشته باشيم. سه ركن ضرورى: برخى از صاحب نظران، مانند«گواين»، معتقدند سه عنصر يا ركن ضرورى در درون ما وجود دارد كه در هر وضعيتى، تجسم خلاقيت و موفقيت را رقم مى زنند. اين عناصر عبارتند از: 1. آرزوها آرزوها و خواستن مقدمه باور است و بايد از دل و جان باشد. انسانى كه آرزوهاى معقول دارد، به مرحله آفرينش دست خواهد يافت. منظور از آرزو احساس روشن و نيرومند است نه خواستن از سر اعتياد و حرص و تملك. گاه، در خصوص بعضى مسائل، از خود بپرسيد: «آيا حقيقتاً از صميم قلب مى خواهم اين هدف محقق شود؟» آرزوها موتور حركتند. اين موتور، موتورهاى ذهنى را به تكاپو و توقف ها را به تلاطم در مى آورد. هر چه آرزوها معقول تر باشند، درجه تحققشان بالاتر مى رود. 2. باور ايمان انتظارى مطمئن است؛ هر چه بيش تر به هدف برگزيده خود و امكان حصول آن اعتقاد داشته باشيد؛ يقين بيش ترى احساس خواهيد كرد. همواره از خود بپرسيد: آيا باور قلبى دارم كه اين هدف مى تواند وجود داشته باشد؟ آيا باورم اين است كه حصول و تحقق آن براى من ممكن است؟ وقتى باورمندى به موفقيت بالا باشد، انسان از مواهب زير برخوردار مى گردد: الف) نوع نگاهش به زندگى مثبت مى شود. ب) حركت، فعاليت و تلاش خود را با برنامه ريزى توأم مى كند. ج) در تكرار شكست هاى جزئى حل نمى شود. د) همواره براى توفيقات بيش تر فعاليت مى كند. چنانچه آدمى اميال و آرزوهاى خود را مرده تلقى كند و خود را در كل عالم بى ستاره به شمار آورد، به مرحله باور مثبت نمى رسد و همواره در باور منفى غوطه ور خواهد شد. برخى از اشخاص فرياد مى زنند «من در انتظار بدترين حوادث هستم» يا فرياد مى زنند و باور دارند كه: «باز هم بدترين ها در راه است.» بديهى است انسان همان گونه مى زيد كه باور دارد. قبول شكست پياپى و ايمان به اضمحلال وجود و عدم انديشه در مراحل موفقيت آدمى را بى خاصيت مى كند و انسان در تخريب خود تسليم مى شود. اين افراد عملاً بدترين و غير منتظره ترين حوادث را به خود مى خوانند. بنابراين، بايد در آغاز انديشه خود را دگرگون كنند. وقتى فرد عادت كند پيوسته باخت ها، شكست ها، فقدان ها، كينه ها، دشمنى ها و اتفاقات ناگوار را پيشاپيش خود فراخواند؛ ديگر به سمت موفقيت ها و كاميابى ها و خوشبختى ها و بركات جهت نمى يابد. پس كارى كنيد تا موفقيت را به مرحله باور برسانيد و چيزى بپنداريد كه شما منتظرش هستيد؛ زيرا ايمان فعال، شعور نيمه هوشيار را تخريب مى كند. باورهاى مثبت عامل هدايتگر انسان به سمت موفقيت است و انسان موفقيت جو موفقيت ساز مى شود. گويا دستانى نامرئى به سمت او دراز مى شوند تا وى را يارى دهند. چنين انسانى، داراى نظم، برنامه ريزى و فرصت شناسى مى شود. باورهاى منفى نيز به اندازه باورهاى مثبت قدرت دارند؛ اما تأثير منفى مى گذارند. گاه يك باور منفى يقينى تركش هاى خود را در سرتاسر زندگى يك فرد رها مى سازد. نبايد فراموش كرد كه باور داشتن به چيزى سبب مى شود آن چيز تجلى كند. قانون تداركات قانون تداركات مى گويد: اولاً، انسان نياز دارد برنامه هاى كوتاه مدت، ميان مدت و دراز مدت داشته باشد. ثانياً، انسان بايد و حتماًبراى روز مبادا تداركات منطقى و معقول داشته باشد؛ اما اگر شما خود را براى چيزى كه از آن مى ترسيد يا به آن احتياج نداريد، آماده كنيد، همان را به سوى خود جذب خواهيد كرد. حضرت داوود مى فرمايد: «معمولاً آن چه مى ترسيم بر سرمان خواهد آمد.» ما عموماً در اطرافمان مى شنويم: «من بايد پولى براى هنگام بيمارى كنار گذارم.» بدين ترتيب، به طور مُصمم فرد، بيمارى خود را تدارك مى بيند. گروهى مى گويند: «من براى روزهاى سخت پولى كنار مى گذارم.» اين افراد درباره روزهاى سخت و بى چيزى به مرحله باور و شايد يقين رسيده اند و به طور حتم روزهاى سخت خواهند داشت؛ چون منتظر لحظه بسيار ناگوارند. البته انبارهاى غله هر فرد بايد پر باشد و از حساب مالى مطمئن و ارزشمند بهره برد؛ ولى بايد آگاه بود و درست پيش رفت. موفقيت هايى كه به خاطر ترس آرزو شود، نوعى شكست پنهان يا ترس وحشتناك از شكست بزرگ است. موفقيت را به خاطر توفيق و براى اعتماد به نفس و به خاطر باورمندى خويش آرزو كنيد. نيچه مى گويد: انسان چگونه اى است كه مى تواند با هر چرايى بسازد. به شرطى كه باور داشته باشد. 3. پذيرش آدمى بايد مشتاق پذيرفتن و داشتن چيزى باشد كه جوياى آن است. گاه بى آن كه هدفى را بخواهيم، دنبال مى كنيم؛ تنها به اين دليل كه از فرايند دنبال كردن يك امر يا رويداد لذت مى بريم. همواره بايد از خود پرسيد: «آيا به راستى مى خواهم اين را به طور كامل داشته باشم؟» مجموع سه ركن آرزو، باور و پذيرش را نيت مى ناميم. بايد به خاطر سپرد: الف) هر گاه نيت فرد براى آفريدن چيزى كامل شود، مرزهاى موجود را در هم مى شكند. ب) هر گاه فرد سراپا طلب و آرزو باشد و اعتقاد كامل داشته باشد، براى انجام هر كارى توانايى دارد؛ به قول دكتر شريعتى وقتى عشق فرمان مى دهد، محال سر تسليم فرود مى آورد. ج) هر گاه كاملاً مشتاق و باورمند به سمت كارى حركت كرديد، آن را انجام شده تلقى كنيد. در روايات داريم: «الاعمال بالنيات؛ كارها با نيت ها تحقق مى يابند.» د) هر گاه نيت شما روشن تر و نيرومندتر باشد، تجسّم خلاّق شما سريع تر و آسان تر به ثمر خواهد رسيد. تمرين پالايشگرى يكى از تمرينات معروفى كه روان شناسان بر آن تأكيد مى ورزند، پالايش افكار است كه آغاز راه برنامه ريزى موفقيت به شمار مى آيد؛ زيرا: قدرتمندترين كارى كه براى عوض كردن دنيا مى توانيد انجام دهيد، عوض كردن اعتقاداتتان درباره ماهيت زندگى و مردم و واقعيات، تبديل اين باور به اعتقادات مثبت تر و عمل طبق آن است. پس اگر در رسيدن به هدفى دچار مشكل هستيد و خود را ناموفق مى پنداريد يا احساس مى كنيد در درونتان مقاومتى وجود دارد كه نمى گذارد به هدف برسيد، تمرين پالايشگرى زير را انجام دهيد: يك صفحه كاغذ برداريد و بالاى آن بنويسيد: افكار زير علت ناتوانى من در رسيدن به هدف است. آن گاه آن چه به ذهنتان مى آيد فهرست كنيد. مدت زمان طولانى به هر جمله فكر نكنيد و زيادى آن را جدى نگيريد. فوراً حدود 20 يا 30 مورد را - حتى اگر احمقانه و بچگانه مى نمايد - بنويسيد؛ براى مثال مى توانيد موارد زير را يادداشت كنيد: 1. خيلى تنبل هستم. 2. خودم را كوچك تر از تصور ديگران مى بينم. 3. پول كافى ندارم. 4. قبلاً امتحان كرده ام و اثر نكرده است. 5. مادرم گفته نمى توانم. 6. نمى خواهم. 7. خيلى سخت است. 8. مى ترسم. 9. شاد نيستم. 10. در دنيا و اين آسمان يك ستاره ندارم. 11. بدبخت ترين آدمم. اكنون چند دقيقه آرام بنشينيد و ببينيد كدام يك از مواردى كه نوشته ايد به راستى حقيقت دارند و تا چه اندازه به آن ها اعتقاد داريد. بدين ترتيب، در مى يابيد چه نوع محدوديت هايى را بر خود و جهانتان تحميل كرده ايد. هر گاه احساس كرديد بسيارى از اين موارد وهمى اند، فهرست را پاره كنيد و دور بيندازيد. اين نشان مى دهد: الف) مواردى كه نوشتيد نبايد در زندگيتان اقتدار داشته باشند. ب) ايمان به هدف فراسوى باورهاى غلط است. ج) حقيقت وجود خود و توان شما بسيار فراتر از وضع موجود است. باورهاى موفقيت اگر بعد از تمرين پالايشگرى آرام بنشينيد و بياساييد و چند عبارت تأكيدى مثبت و باز و سازنده را جانشين باورهاى بسته و منقبض و محدود كننده خود سازيد، گامى بلند به سمت موفقيت برخواهيد داشت و در حقيقت به سمت برنامه ريزى موفقيت پنجره اى خواهيد گشود. عبارات تأكيدى زير در اين زمينه سودمند است: اكنون همه گذشته را به طور كامل رها مى كنم. من آزادم! اكنون هر گونه اعتقاد منفى و محدود كننده را نابود مى كنم. اين گونه باورها بر من اقتدارى ندارند. اكنون همه را مى بخشم و رها مى كنم. من مى توانم شاد و خوشبخت و سعادتمند باشم. اكنون هر چه احساس گناه، ترس و خشم و غضب و نفرت و انزجار است، دور مى ريزم. من آزاد، روشن و شفاف و پر از انرژى ام. من از موفقيت لبريزم. من همنام بعضى پيامبرانم. نام ديگر من مانند نام دانيال پيامبر است؛ زيرا دانيال يعنى «خدا نگهدار من است.» من خود را موفق مى دانم. همه موانعى كه بر سر راه بيان كامل و كامروايى زندگى من وجود دارند، بر خواهم داشت. دنيا بسيار زيبا و دوست داشتنى است. كائنات از وفور نعمت لبريز است و همواره خدا روزى رسان است. همه را عفو مى كنم و مى بخشم. من از خوبى و نيكى و خدمت و توفيق آكنده ام. من خدا را به روشنى ستارگان در دل زيباى شبانه آسمان احساس مى كنم. من با خدا هستم و خدا با من است. پس من تماماً موفقيت هستم. تجسم موفقيت تجسم موفقيت تنها يك فن يا تلقين نيست؛ مقامى از دل آگاهى است كه از خزانه غيب صادر مى شود؛ اما شرايطى دارد. نخستين شرط آن نيّت است كه با سه عنصر «آرزو، باور و پذيرش» تعريف شد. در پرتو تجسم موفقيت، انسان به جايگاهى رفيع نائل مى شود و در مى يابد كه خود آفريدگار بى وقفه عالم خويش است. تجسم موفقيت و ايمان به آن سبب مى شود ميان ما و خدا جدايى يا فاصله اى احساس نكنيم. ما تجلى خدا هستيم و همه هستى در وجود ما است، ما در باطن خود صاحب همه چيز هستيم. تجلى از طريق تجسم موفقيت يعنى فرايند دريافت و ادراك اين حقيقت و مرئى ساختن قدرت الاهى وجودمان در عرصه هاى زندگى. جالب اين كه همه ما در ژرفاى دل خود از غايت برتر خويش باخبريم. همه ما مى دانيم در وجود ما قدرت هايى نهفته است كه اگر به كار افتد، جهان ما دگرگون مى شود. بسيارى از ما سال ها است با موتورهاى خاموش و بدون برنامه و خطى زندگى كرده ايم، در حالى كه 90 درصد ما مى دانيم قدرت هاى زيادى در درون ما به وديعه گذاشته شده است. اين داستان شايد براى بسيارى از ما به شيوه هاى گوناگون روى داده است. يكى از دوستان تعريف مى كرد: روزى يك كش محكم پول را به دست گرفته بودم تا با انگشتان دو نيم كنم. ابتدا آن را دور دو انگشت سبابه پيچاندم و با دو دست كشيدم؛ اما پاره نشد. سپس با چهار انگشت هر دو دست آن را كشيدم؛ ولى پاره نشد. سپس محكم با تمام انگشتان و كف دست آن را از دو طرف كشيدم؛ اما پاره نشد. چون احساس مى كردم كسى مرا نمى بيند، پاهاى خود را دراز كردم، يك طرف كش را به انگشت پا قلاب كردم و با دو دست آن را كشيدم؛ ولى پاره نشد. متحير، مأيوس و ورشكسته حلقه كش را بيرون آوردم. برادرم كه مرا زير نظر داشت، فاتحانه به ميدان آمد و گفت: فلانى تو هميشه ناتوانى، اصلاً بى عرضه اى، اين كش را به يك كودك 6 ساله بده تا با دو انگشت قطع كند و... . در يك لحظه غيرتى شدم، نيرويى عجيب در درونم فوران كرد و حلقه كش را با دو انگشت سبابه و با كم ترين فشار پاره كردم. راز اين موفقيت آشكار است. انسان براى موفقيت در هر كارى به مثلث باور، ايمان و تلاش نياز دارد. اين جمله معروف ارشميدس، رياضى دان بزرگ يونان، را هرگز نبايد فراموش كنيم: «اهرمى از ايمان و باور به من دهيد، تا من بدون محاسبات رياضى زمين را جابه جا كنم.» ترديدهاى گذشته، ترس هاى قديمى، تلقين هاى اطرافيان، ترمزهاى فكرى، توقف ها و سكون هاى كهنه كه اطراف ما را احاطه كرده اند، درهاى موفقيت را به روى ما بسته اند. قفل هاى مذكور را نمى توان شكست. اين قفل ها بايد گشوده شوند؛ چون گاه شكستن قفل به ساختمان زيباى موفقيت آسيب مى رساند. پس بايد كليدها را يافت و قفل ها را گشود. كليدهاى موفقيت 1. برنامه ريزى: برنامه ريزى براى موفقيت برج مراقبت پيشروى به سمت اهداف است. 2. خودباورى: اساس ايمان خودباورى است. انسان خودباور به توان خويش ايمان دارد و ايمان انتظارى مطمئن است. 3. حركت: خروج از سكون و عدم توقف ضامن موفقيت است؛ اما حركتى كه حساب شده و طبق برنامه باشد. 4. جرأت: عدم هراس و اين پا و آن پا كردن و حتى پذيرش شكست ها اساس موفقيت است. 5. خودتشويقى: خود تشويقى به معناى خود شيفتگى نيست. انسان گاه نياز دارد فهرست موفقيت هاى خود را تنظيم كند و حتى به بعضى تقدير نامه ها و سپاسنامه ها چشم بيندازد تا باور كند دوباره مى تواند موفقيتى جديد به وجود آورد. انسان براى موفقيت بايد بلند نظر باشد و از بلند پروازى معقول نهراسد. بايد به جاى غرق شدن در نهرهاى كوچك به سمت درياهاى موفقيت حركت كرد؛ از جويبار حقيرى كه به چاله اى مى ريزد، هيچ كس مرواريد صيد نخواهد كرد. شاهين موفقيت در افق ها و بلندى ها است و مرواريد توفيق در اقيانوس ها. بايد بلند نظر و بلند پرواز و غواص بحرهاى بى كران بود و باور داشت كه دستان خداوند همواره به سمت انسان هاى جوياى موفقيت گشوده است؛ به قول شاعر: ما از خدا گم شده ايم او به جست و جو است. منابع 1. جامع احاديث الشيعه. 2. درى مخفى به روى موفقيت، فلورانس اسكاول شاين، ترجمه شهلا المعى. 3. جادوى مديريت، پرموديترا و ديپاك ماهندرو، ترجمه مهدى قراچه داغى. 4. تجسم خلاق، شاگتى گواين، ترجمه گيتى خوشدل. زندگي و سرمايه عمر براي انسان نعمتي بي بديل و فرصتي بي نظير است که اگر از دست برود هرگز قابل بازگشت نيست. ما بايد براي ثانيه هاي عمرمان حساس باشيم و آن را مفت و رايگان از دست ندهيم. بخش هايي از اين سرمايه ارزشمند و خدادادي، مثل جواني و دوران تحصيل، اهميت بيشتري دارد. زيرا آمادگي و فراغت انسان براي بهره برداري مناسب و سودمند بيش از مواقع ديگر است. به همين جهت ما به سؤال شما که حاکي از حساسيتتان به اين موضوع است ارج مي نهيم و نشانه هوشياري و توجه شما مي دانيم گرچه بسياري از افراد از اين موضوع غافلند و دنبال اين هستند که هر طور شده وقت خود را بگذرانند و روزشان را شب کنند. اولين قدم براي استفاده بهينه از فرصت و اوقات فراغت، داشتن يک برنامه کارآمد و درست است. زيرا از يك سو به ما شيوه صحيح به كار گرفتن فرصت ها را مى آموزد و از سوى ديگر با نيل به هدف هاى كوتاه مدت و ميان مدت، رضايت خاطرمان را فراهم مى سازد. براي اينكه چگونه يك برنامه ريزى مناسب براى نيازهاى خود تنظيم نماييم منوط و مشروط به تحقق موارد ذيل است: 1. تعيين هدف. هدف ها دو قسمند. گاهي کلي اند مثل رضاي خدا، خدمت به مردم، بالا رفتن سطح آگاهي و امثال آن و گاهي جزئي اند مثل تخصص در يک رشته خاص مثل حساب داري، مطالعه يک کتاب، نوشتن مقاله يا امثال آن. لازم است هر دو هدف را مشخص کنيم؛ يعني همان طور که يک هدف کلي در نظر داريم، اهداف جزئي را هم دقيقا مشخص کنيم و آن را محور فعاليت هايمان قرار دهيم. 2. تشخيص نيازها وکاستي ها و نواقص احتمالي. بايد خواست ها و احتياجات اساسى خود را در آن زمينه به خصوص روشن كنيم. به عنوان مثال: در يك مقطع مشخص، چه درسى را نياز داريم بياموزيم تا تسلط بر آنها پيدا كنيم. 3. فرصت ها و اوقاتى كه بايد صرف تحقق اهداف برنامه شود، چه ميزانى است؟ 4. چه روشى مطلوب ترين شيوه براى دست يابى به اهداف مورد نظر مى باشد. 5. در مرحله اجرا نيازمند به چه ابزار و كاربرد چه وسايلى هستيم؟ 6. پس از اجرا به ارزيابى فعاليت هاى انجام شده مى پردازيم تا ميزان دسترسى به اهداف مشخص شود و ميزان عدم موفقيت در رسيدن به برنامه را نيز معلوم نماييم. اين مرحله كه تحت عنوان بازخورد(فيدبك) ناميده مى شود، فرصتى به ما مى بخشد تا بتوانيم عوامل ناكامى احتمالى را نيز بشناسيم و از بروز مجدد آن در برنامه مورد نظر پيشگيرى نماييم. از آفات برنامه ريزى، فقدان تلاش و پشتكار در دستيابى به هدف برنامه است. و شايد در ابتداى فعاليت به همه موارد مورد نظر دست نيافته و دلسرد شويم و از ادامه راه باز بمانيم. و بي ترديد عمل به برنامه، مستلزم چشم پوشى از برخى فرصت هاى فراغت، سرگرمى ها و تفريحات مى باشد، در اين صورت بايد خود را سازگار با برنامه مى نماييم تا بتوانيم به نتيجه مطلوبى دست يابيم. ممكن است در ابتدا، برنامه ريزى با كندى مواجه شود ولى در جريان عمل به برنامه به آن عادت مى كنيم و به مرور زمان جزء شخصيت ما مى شود. برنامه ريزى علاوه بر صرفه جويى در وقت و فرصت هاى زندگى، موجب مى شود تا خود را و نيازهايمان را بهتر و بيشتر بشناسيم. لازمه برنامه ريزى موفق، انعطاف پذيرى در عمل به برنامه است و نيز نگاه واقع بينانه به كاستى ها و ضعف هاى موجود در زمينه اى است كه برنامه تنظيم مى كنيم. برنامه ريزى تفكر ما را نسبت به زندگى شكل مى دهد و تفكّر منسجم منتهي به عمل در زندگى ايجاد مي کند. به منظور داشتن يك برنامه منظم، لازم است جدولى تهيه نماييد و ساعات شبانه روز و ايام هفته را (به ترتيب در ستون افقى و عمودى) يادداشت كرده و براى هر ساعتى در هر روز از ايام هفته كار و برنامه مناسب را در آن يادداشت نماييد. مثلاً چه ساعتى از خواب بيدار شويد؟ ساعتى را به نماز و نرمش و صرف صبحانه و ديگر كارها اختصاص دهيد، ساعات درس و كلاس و مطالعه و استراحت و نظافت و... را نيز دقيقا در جدول بنويسيد و خود را موظف كنيد طبق جدول تهيه شده كه متناسب با توانايى هاى خودتان است عمل نماييد. در اين مسير نياز به يك عزم و اراده جدى هست كه انشاءالله در شما وجود دارد. به جهت تأکيد بر نقش نظم در پيشرفت و تکامل علمي و انساني و... توجه شما را به سخنان علي(ع) پس از ضربت خوردن به دست ابن ملجم «لعنه الله» به فرزندان خود حسن و حسين(ع) جلب مي کنم که حضرت چنين فرمود: «اوصيكما و جميع ولدى و اهلى و من بلغه كتابى بتقوى الله و نظم امركم؛ شما و همه فرزندان و كسانم و هر كسى را كه نوشته ام به او مى رسد، به تقواى خدا و نظم داشتن در كارتان سفارش مى كنم». نكته مهم اين است كه اولين جمله اى كه در وصيت نامه خود به فرزندان خود در آن حالت خاص پس از توصيه به تقوا و دورى از گناه، توصيه به نظم در امور و كارها فرمود و اين نشانه اهميت نظم و نقش آن در سعادت و موفقيت انسان است و بدون آن کسي به جايي نمي رسد. بعد از طرح و برنامه آنچه اهميت دارد و بايد عملياتي گردد پر کردن برنامه و طرح تهيه شده است محتواي برنامه براساس دو عامل پر و به اصطلاح تعيين مي شود: 1. هدف. 2- نيازها، کاستي ها و نقص ها. شما بايد براساس هدف خودعمل کنيد و در صدد مرتفع ساختن نيازها و کاستي ها باشيد و در اين راستا گام بردايد و ما چون از هدف شما خبر نداريم و يا با نيازها و کاستي ها و نواقص زندگي فردي و اجتماعي و تحصيلي و خانوادگي و اقتصادي و... شما آگاهي نداريم نمي توانيم محتواي برنامه شما را تدارک نماييم اما يکي دو چيز را مي دانيم. اولين نکته اي که مي دانيم آن است که شما يک مسلمان هستيد و اين مسلماني مسؤوليتي را متوجه شما مي کند لذا بخشي از اين برنامه بايد مطابق آنچه مسلماني اقتضا مي کند پر شود. برخي از اين محتوا همانا اعمال عبادي شماست مانند اين که بايد بخشي از برنامه شما به خواندن نماز، قرآن، اطلاع از احکام دين و عمل به آنچه دين بر دوش شما گذارده است اختصاص يابد. البته مسلماني فقط در عبادت جلوه نمي کند و تمام زندگي ما بايد متکي بر اسلام باشد. نکته دوم آن است که شما يک دانشجو هستيد لذا بايد بخش ديگري از برنامه شما با مطالعه مواد درسي رشته تحصيلي شما پر شود شايد بيشترين نيازها، کاستي ها و اساسي ترين اهداف شما همين تحصيل باشد و بايد بيشترين محتواي برنامه شما نيز امور درسي و تحصيلي باشد کار را از مواد درسي ضروري، مواد درسي که در آنها احساس ضعف مي کنيد وکاستي را در تحصيل شما ايجاد کرده است شروع کنيد. گمان نمي کنيم جز دو برنامه فوق برنامه اساسي ديگري وجود داشته باشد مگر برنامه هاي ريز و جزئي البته خوب مي دانيد وجود تفريح و گردش و برنامه هاي نشاط آور نيز يکي از ضرورت هاي زندگي انساني است. آنچه گفته شد از محتواي برنامه برگرفته از حديثي است از امام کاظم(ع) که مي فرمايند بکوشيد برنامه و ساعت زندگي خود را در چهار بخش تنظيم کنيد: 1- بخشي را به مناجات. 2- بخشي را به کسب معاش و روزي. 3- بخشي را نيز به معاشرت با برادران ديني مخلص و مورد وثوق که عيب شما را مي نمايانند، اختصاص دهيد. 4- بخشي را نيز به تفريح بپردازيد. در مورد شما معاش و روزيتان در ادامه تحصيل نهفته است. برنامه عبادى زير را نيز عمل كنيد كه براى ياد خدا بسيار مؤثر است: 1- مراقبه و محاسبه: در آغاز هر كارى كمى مكث كنيد اگر واجب است حتما انجام دهيد اگر حرام است حتما ترك كنيد و اگر نه حرام است نه واجب در انجام و ترك آن مختاريد اين سه چيز را قبل از انجام هر كارى مشخص كنيد سپس انجام دهيد. اصل اين توجه و مراقبه چندين فايده دارد اولاً انسان به حرام نمى افتد و نيز واجبى از او ترك نمى شود. ثانيا: انسان را از غفلت شبانه روزى مى گيرد. ثالثا: ترك حرام و فعل واجب به قصد قربت خود عبادت به حساب مى آيد مى توان فعل تمام واجبات و ترك تمام محرمات را به قصد قربت انجام داد حتى افعالى كه نه واجب هستند نه حرام مى توان با قصد قربت آنها را عبادى كرد مثلاً خوابيدن با اين قصد باشد كه تجديد نيرو شود تا انسان عبادت خدا كند و... شب به محاسبه بنشيند كه آيا مراقبه طول روز را خوب انجام داده يا نه. اگر خوب انجام داده و نه تنها در اول هر كارى مراقبه اش را انجام داده بلكه آن كار را طبق مراقبه انجام داده مثلاً اگر در اول فهميد فلان كار حرام است در عمل هم آن را ترك كرده يا اگر در اول فهميد واجب است در عمل آن را انجام داده اينجا شكر خداى را هر چند زبانى به جا آورد و اگر خوب انجام نداده علت يابى كند تا به مرور نقص ها و علت عدم موفقيت را كشف كند تا بعد از سال ها به جايى برسد كه حتى يك گناه از او صادر نشود و خلاصه اين كه مدار مراقبه و محاسبه شما انجام واجبات و ترك محرمات مى باشد. حضرت على(ع) مى فرمايند: «ان هذه النفس لامارة بالسوء فمن اهملها، جمحت به الى المآثم؛ همانا اين نفس پيوسته به بدى و زشتى امر مى كند پس هر كسى آن را مهمل به حال خود واگذارد (ولى او انسان را رها نمى كند و) او انسان را به سمت گناهان مى كشاند»، (الغرر والدرر، باب النفس به نقل از سر الاسراء، استاد على سعادت پرور، ج 1، ص 305، روايت 20). بنابراين مراقبه و محاسبه را بايد جدى گرفت كه از اساسى ترين دستورات اخلاقى و سازنده مى باشد. 1- نماز اول وقت: اگر كار اهمى با نماز اول وقت در تعارض نباشد نماز اول وقت را ترك نكنيد. روايات و نيز بزرگان نماز اول وقت را اكيدا سفارش كرده اند. امام صادق(ع) مى فرمايند: «لكل صلاة وقتان: اول و آخر، فاول الوقت افضله و ليس لاحد ان يتخذ آخر الوقتين وقتا الا من علة و انما جعل آخرالوقت للمريض والمعتل و لمن له عذر و اول الوقت رضوان الله و آخر الوقت عفوالله؛ براى هر نمازى دو وقت است: اول وقت و آخر وقت پس اول وقت برتر و با فضيلت تر است و براى كسى نشايد كه آخر وقت را وقت (نماز) اتخاذ كند مگر از روى علتى و آخر وقت فقط براى شخص بيمار و ناتوان و كسى كه داراى عذرى است مى باشد و اول وقت خشنودى خدا را دربردارد ولى آخر وقت عفو خدا را»، (ميزان الحكمه، ج 5، ص 401، روايت 10390). 3- مستحبات نشاط آور: از ميان مستحبات از نمازهاى نافله گرفته تا دعاى كميل و ندبه و... فقط و فقط آنهايى را انجام دهيد كه براى شما نشاط آور است و از تحميل نفس بر مستحبات پرهيز كنيد فقط به اقبال قلب بنگريد هر عمل مستحبى كه قلب بدان اقبال داشت و برايتان نشاط بخش و حال آور بود به همان اكتفا كنيد، حتى نسبت به نماز شب كه سفارش زيادى شده است اگر نشاط نداشتيد يا اصلاً نخوانيد يا خيلى خيلى خلاصه در ظرف ده دقيقه تمام يازده ركعت را با حذف مستحبات بخوانيد. 4- توسل به ائمه معصومين(ع): گاه گاهى مخصوصا به اقتضاى حال و اقبال قلب به ائمه معصومين(ع) توسل جوييد و توفيق و حاجات خود را از آن معادن كرم بخواهيد. 5- دائم الوضوء: سعى كنيد هميشه وضودار باشيد واگر براى شب قبل از خواب وضو بگيريد كافى است و چنانچه نيمه شب براى كارى برخاستيد و خواستيد دوباره بخوابيد وضو لازم نيست اگر آب وضو را با حوله خشك كنيد از جهتى بهتر است. 6- زيارت اهل قبور: هفته اى يك بار به زيارت اهل قبور مؤمنين و شهداى عزيز برويد و اگر وقت خلوتى را انتخاب كنيد تا تأمل بيشترى كنيد و گذرا بودن دنيا بيشتر در دلتان جا افتد خيلى بهتر است هدف اين است كه دل تكان بخورد و رغبت خود را به دنيا كم كند و به فكر آخرت و عالم قبر و قيامت بيفتد. يک دانشجوي جوان، جهت استفاده ى بهينه از پتانسيل جوانى و بكارگيرى آن در مسير رشد و توسعه خود و جامعه اش بايد به تدبير زير عمل نماييد. 1. شناخت هويت فردى و شخصى: دانشجوياني كه دقيقا مى دانند در چه موقعيتى از زمان، جامعه، تاريخ و عمر خود واقع شده اند، تدبير مناسب ترى براى رشد و توسعه ى زندگى خواهند داشت. شناخت هويت ملى، فرهنگى و اسلامى نيز مكمّل هويت فردى و شخصى است، در اين مقطع، دانشجو، عارف به فرهنگ، مكتب و ملت خويش است و به مبانى فرهنگ اسلامى و ملى و آسيب ها و دردهاى اقتصادى، اجتماعى، فرهنگى و سياسى جامعه ى خويش، معرفت قابل قبولى پيدا مى كند. چنين معرفتى كه مولد درك فرهنگ خودى (اسلامى و ملى) و شناخت دردهاى اجتماعى است، راه را به روى عامل نفوذ بيگانه و فرهنگ و سياست مهاجم مى بندد و مصونيت پذيرى از آسيب هاى فرهنگى و اجتماعى به وجود مى آورد، البته نيل به اين مرحله، مستلزم درك بهتر جامعه نسبت به هويت جوانان و دانشجويان است. 2. دانش اندوزى: تحصيل علم، اولين و مهم ترين تكليف شب و روز يك دانشجو است. اگر شرح حال زندگانى مردان بزرگ و خلاّق روزگار را مورد مطالعه و بررسى قرار دهيم. خواهيم ديد كه تلاش در راه تحصيل دانش، چه ميزان در سعادت و نيك بختى جامعه و جاودانگى آنان تأثير داشته است. در گذشته دانشمندان بزرگى نظر اديسون، مخترع برق و گاليله، مخترع تلسكوپ و كاشف مسايل مهمى در علم هيئت و رازى كاشف الكل و هشام در علم شيمى و گوتمبرگ مخترع چاپ و... گام هاى مؤثرى در راه رفاه، آسايش و خدمت بشر برداشته اند. بنابراين، اساسى ترين وظيفه ى دوره ى دانشجويى، تلاش بى حد و اندازه در مسير كسب سرمايه ى دانش است و دانشجو بايد تلاش كند تا سطح دانش خود را افزايش دهد و تحصيلات خود را در ترم هاى مختلف و مقاطع بالاتر و تخصّصى تر، بدون هيچ وقفه اى ادامه بدهد و هرگز اين احساس را به خود راه ندهد كه قادر به ادامه ى تحصيل در مقاطع بالاتر نيست و در اين خصوص با افراد آگاه مشورت كند. شايسته است كه يك دانشجو در كنار متون درسى و امتحانى خويش، ساير منابع را مورد مطالعه قرار دهد تا اندوخته هاى خويش را غنى تر سازد و سعى كند در پايان هر هفته ايده هاى جديدى كه بدست آورده است مورد بحث و تجزيه و تحليل قرار دهد و سعى كند از آن چيزهاى آموزنده فرا گيرد و سپس به نحو جالبى آنها را به صورت كاربردى آماده كند. 3. وقت شناسى: اگر جوانى، بهار عمر است، وقت سرمايه ى همه فصول عمر است. و به تعبيرى، وقت طلاست بلكه وقت فراتر از طلا و طلاساز است. پروين اعتصامى، در باب ارزش وقت چنين مى سرايد: P}گهر وقت، بدين خيرگى از دست مده{E}آخر اين درّ گرانمايه، بهايى دارد{P از منظر دين نيز، اولين پرسش هايى كه در قيامت از انسان مى شود از چند چيز است از جمله: 1. از عمرش كه در چه راهى فنا كرده است، 2. از جواني كه در چه چيزى گذرانده است، 3. از مال كه از چه طريقى بدست آورده است، 4. از محبّت اهل بيت (امام شناسى). (خصال صدوق، ج 1، ص 253) با نگاهى اجمالى به سخن گران سنگ معصومين(ع)، جايگاه و اهميت دو سرمايه ى جوانى و عمر به خوبى، آشكار مى شود و هر كس كه بتواند در درياى زندگى شنا كرده و اين دو گوهر گرانبها را صيد كند، قطعا به ساحل نجات و رستگارى دست خواهد يافت. بزرگان چون چنين بودند، گشتند آنچنان. البته در ارج گذارى به وقت، علاوه بر وقت خويش بايد براى وقت ديگران نيز ارزش قايل شد، و همه ى اين مراحل به سرانجام نمى رسد مگر اين كه فرهنگ سازى كنيم و همگان به اين نكته برسند كه وقت سوزى، گناهى است بس بزرگ و نابخشودنى، و اين شعار جا بيفتد كه: وقت سوزى يعنى خودسوزى. 3.فراگيرى روش تحقيق: يك دانشجوى كارآمد بايد اصول روش تحقيق در علوم مختلف، مخصوصا روش مطلوب و مناسب براى تحقيق در عالم طبيعت را فرا گيرد. در اهميت و ارزش روش تحقيق همين بس كه امروزه پيشرفت علوم و توسعه ى جوامع پيشرفته، مرهون آن است و هر روز بر ابعاد آن افزوده مى شود. گرچه امروزه در بسيارى از رشته هاى دانشگاهى، روش تحقيق به صورت چند واحد گنجانده شده است اما اين مقدار قطعا براى موفقيت هاى راهبردى كافى نيست و بايد در اين زمينه چاره اى انديشيد. 4. برنامه ريزى صحيح: برخى از مردم و به ويژه دانشجويان عزيز، در تنظيم زندگى و فعاليت هاى تحصيلى خويش دچار ابهام و سرگشتگى هستند و نمى توانند تعادل لازم را ميان خواست ها و امكاناتشان بوجود بياورند. اصولاً، برنامه ريزى، زمينه ساز كاميابى و موفقيت هاى همگان به ويژه جوانان و دانشجويان است، زيرا از يك سو به آنان شيوه صحيح به كار گرفتن فرصت ها را مى آموزد و از سوى ديگر با نيل به هدف هاى كوتاه مدت و ميان مدت، رضايت خاطرشان را فراهم مى سازد. برنامه ريزى مناسب مشروط به تحقق موارد زير است: 1. هدف هاى ما مشخص شود و اين كه هدف اصلى ما چيست؟ 2. نيازهاى ما كدامند؟ به عنوان مثال: در يك مقطع مشخصى، علاوه بر متن درسى، چه كتاب هايى را بخوانيم تا تسلّط بر آنها پيدا كنيم. 3. فرصت ها و اوقاتى كه بايد صرف تحقق اهداف برنامه شود، چه ميزانى است؟ 4. چه روشى، مطلوبترين شيوه براى دست يابى به اهداف مورد نظر مى باشد؟ 5. در مرحله اجرا نيازمند به چه ابزار و كاربرد چه وسايلى هستيم. 6. پس از اجرا به ارزيابى فعاليت هاى انجام شده بپردازيم تا ميزان دسترسى به اهداف مشخص شود و ميزان عدم موفقيت در رسيدن به برنامه را نيز معلوم نماييم. اين مرحله كه تحت عنوان باز خورد (فيدبك) ناميده مى شود، فرصتى به ما مى بخشد تا بتوانيم عوامل ناكامى احتمالى را نيز بشناسيم و از بروز مجدد آن در برنامه مورد نظر پيشگيرى نماييم. البته، برنامه ريزى آفاتى هم دارد كه از جمله آن، فقدان تلاش و پشتكار در دستيابى به هدف برنامه است. و يا آنكه در ابتداى فعاليت منطبق با برنامه، چنانچه به همه موارد مورد نظر دست نيافتيم، ممكن است دچار دلسردى شويم و از ادامه ى راه باز بمانيم. و يا اينكه عمل به برنامه ريزى جدّى، مستلزم چشم پوشى از برخى فرصت هاى فراغت، سرگرميها و تفريحات مى باشد، در اين صورت خود را سازگار با برنامه مى نماييم تا بتوانيم به نتيجه ى مطلوبى دست يابيم. از مزاياى برنامه ريزى اين است كه بر حس اعتماد به نفس مى افزايد و هسته مركزى اطمينان به شخصيت را رشد مى دهد و موجب مى شود با نگاهى اميدوارتر به جهان بنگريم. از نگاه ديگر، برنامه ريزى در ابتدا با كندى ممكن است مواجه شود ولى در جريان عمل به برنامه به آن عادت مى كنيم و به مرور زمان ملكه شخصيت ما مى شود. برنامه ريزى علاوه بر صرفه جويى در وقت و فرصت هاى زندگى، موجب مى شود تا خود را و نيازهايمان را بهتر و بيشتر بشناسيم. همچنين برنامه ريزى، تفكر ما را نسبت به زندگى شكل مى دهد و تفكّر منسجم منجر به عمل موفق در زندگى فردى و اجتماعى مى شود. البته عوامل ديگرى وجود دارند كه در رشد و كارآمدى يك دانشجو و در نتيجه رشد و كارآمدى جامعه نقش دارند از جمله: شناخت راه هاى اعتماد به نفس، اصول نويسندگى و سخنورى، با دقت گوش كردن به سخن اساتيد و ساير افراد، توسعه ى روابط مفيد با ديگران و پيدا كردن دوستان قابل اعتماد و ايجاد يك رابطه ى بسيار دوستانه با آنان، رعايت نظم در رفت و آمدها و نشست و برخاست ها بويژه در محيط دانشگاه و سركلاس درس، تقويت راه هاى تفكر و افزايش خلاقيت خويش، انتقادپذيرى و خود انتقادى (انتقاد از خود = Autocritics)، همچنين انتقاد درست و سازنده از ديگران، برخورد منطقى با مخالفان خود، پذيرش عيوب ديگران، كنترل خشم خود، ورزش عاقلانه به صورت منظم و افزايش نيرو و توان خويش از راه ورزش عاقلانه و به صورت منظم و كسب سلامتى جسمى و انبساط روحى و تداوم آن، خود را به طور مؤثر نشان دادن و هدايت جلسات مفيد و ثمربخش و در نهايت و مهم تر از همه تداوم سلامتى روحى و هدايت معنوى خويش از طريق رعايت حقوق خداوند حكيم و بندگى او كه همه راه هاى توفيق و كارآمدى فردى و اجتماعى به او ختم مى شود. به راستى، اگر يك دانشجو، يا جمعى از آنان، يا اكثر دانشجويان و يا... اين گونه باشند، آيا جامعه شاهد مديران موفق، كارآمد و خدمتگذار و در نتيجه شاهد جامعه ى پيشرفته نخواهيم بود؟ حتما چنين هدفى با شرايطى كه مطرح شد قابل تحقق است. به طور كلى در رابطه تقسيم ساعات و فراغت، اعتقاد ما بر اين است كه آن چه در راستاى هدايت انسان لازم است باشد، در كتاب گفتار و روش زندگى معصومين آمده است. مثلاً امام على(ع) در تفسير آيه ى شريفه ى: «لاتنسَ نَصيبَك من الدّنيا»؛(قصص، آيه ى 77؛ بهره خود را از دنيا فراموش نكن) مى فرمايد: «لاتنسَ صِحّتك و قوّتك و فراغك و شبابَك و نشاطك ان تَطلُبَ بهاالآخرة؛ ...». پيام هاى اين سخن عرشى اين است: قدر چند چيز را بدان و در جهت رسيدن به آخرت كه بهترين چيزهاست، از آن ها بهره بگير.(معانى الاخبار، ص 325) 1ـ صحت بدن و عافيت. 2ـ قوّت و نيرو. 3ـ فراغت: اوقاتى كه در آن مشغول به كارى نيست. 4ـ جوانى. 5ـ نشاط و شادابى. پيامبر خدا(ص) فرمود: «در صحف ابراهيم آمده است كه خردمند، مادامى كه خردش از او گرفته نشده، بايد ساعاتى را براى خود در نظر بگيرد. زمانى براى مناجات با پروردگارش و زمانى براى حساب كشيدن از خويش و زمانى براى انديشيدن در نعمت هايى كه خداى عزّ و جلّ به وى ارزانى داشته است و زمانى براى بهره مند ساختن نفس خود از حلال. زيرا اين زمان كمكى است به آن سه زمان ديگر و مايه آسودگى و رفع خستگى دل ها».(الخصال، ص 525، ح 13) مشابه اين تعبير از ديگر امامان نيز به ما رسيده است. امام كاظم(ع) فرمود: سعى كنيد اوقات خود را به چهار قسمت كنيد: «زمانى براى مناجات با خدا، زمانى براى كسب و كار، زمانى براى معاشرت با برادران و افراد مورد اعتمادى كه عيب هايتان را به شما گوشزد مى كنند و در باطن، خيرخواه شما هستند و زمانى براى بهره مند شدن از لذت هاى غيرحرام».(بحارالانوار، ج 78، ص 321، ح 18) از مجموع اين فرمايشات اين بهره را مى بريم: همين ساعت آسايش است كه موجب استفاده ى بهينه از بقيه ساعات مى شود، هم عبادت را نشاط مى بخشد، هم مانع اشتباه در محاسبه نفس مى شود و هم قوه تفكر را از خطا باز مى دارد و هم نيروى لازم را براى فعاليت و كار فراهم مى سازد. به قول سعدى عليه الرحمة: P}غنيمت شمار، اين گرامى نفس{E}كه بى مرغ، قيمت ندارد قفس{P P}مكن عمر ضايع به افسوس و حيف{E}كه فرصت، عزيز است: الوقتُ ضيف!{P اصل برنامه ريزي و تقسيم ساعت هاي شبانه روز و مراقبت از خود کار خود را خود شما انجام مي دهيد. کمکي که از ما برمي آيد برشماري اصولي است که لازم است در برنامه ريزي رعايت شود. اين اصول به قرار زير است: 1. برنامه بايد در حد توان باشد نه خارج از توان، همانطور که گفته اند سنگ بزرگ علامت نزدن است. پس بايد مطابق طاقت و توان جسمي و روحي تان برنامه را طرح ريزي و اجرا کنيد و از حد تعادل خارج نشويد. 2. هر روز فعاليت هاي روزانه خود را ارزيابي کنيد و پايان روز و قبل از آن که به بستر برويد بررسي کنيد که کدام يک از کارها و وظيفه هاي مقرر شده را انجام دادهايد و کدام يک را نيمه کاره رها کرده و انجام نداده ايد، نسبت به فعاليت هاي انجام شده خود را تشويق کرده و به خود آفرين بگوييد و پاداشي را در نظر بگيريد و نسبت به انجام نداده ها خود را تنبيه کرده مثلا خود را جريمه مالي کنيد و صدقه اي را به مستمندان بدهيد و يا .... 3. ايده آل نگر و مطلق گرا نباشيد، يعني نخواسته باشيد تمام خواسته ها و آرزوهايتان فوري و به شکل کامل و تمام برآورده شود هر چند در راه به دست آوردن آن تلاش مي کنيد ولي اگر از دسترسي به برخي از آنها ناتوان بوديد و شرايط فراهم نبود، نگوييد به طور کلي بايد آن را رها کرد بلکه در تلاش هاي بعدي در پي نيل به آن باشيد و خسته نشويد. 4. اراده خودتان را تقويت کنيد اين امر هم نيازمند رعايت برخي نکاتي است که مقاله ضميمه (پيش شماره پرسمان 5) را بخوانيد و به راهکارهاي آن عمل کنيد. اميد است به شما کمک کند. دوست عزيز! چنانچه مشكل ضعف اراده داشته باشيد تجربه نشان داده است، براى حل اين مشكل نمى توان تنها به رهنمودهاى كتبى و غيابى بسنده كرد و اين مسأله، مانند بسيارى از مشكلات روانى ديگر، به ارتباط مستمر با مشاور نيازمند است; ولى اجراى توصيه هاى زير در نابود سازى اين پديده سودمند مى نمايد. 1. بايد علل و عوامل ضعف اراده خويش را بشناسيد . توجه كنيد ضعف اراده غالبا در عدم اعتماد به بينش و تفكر، عدم شناخت خويش، با ارزش تلقى نكردن خود، عدم امنيت روانى، عدم تدبير عقلانى در تشخيص امور و تميز اهم و مهم، شكست هاى گذشته و عوامل باز دارنده رشد و قوت نفس مانند محروميت، سرزنش و رنج هاى مستمر ريشه دارد. زدودن هر يك از اين عوامل در پرتو سرمايه گزارى و برنامه ريزى ممكن است. 2. بايد باور كنيد چون ديگر انسان ها از توانمندى هاى بسيار برخورداريد و از ديگران كم تر نيستيد. فراموش نكنيد نقاط قوت انسان از نقاط ضعفش بيش تر است و نبايد خود را دست كم بگيرد. تصميم خوب در پرتو تكيه بر قوت ها، جبران ضعف ها و احساس توانمندى شكل مى گيرد. 3. پس از مشورت با افراد ذى صلاح، با توجه به امكانات و توانمندى هاى واقعى خود، براى زندگى تان برنامه ريزى كنيد و بكوشيد هرگز بى جهت از آن برنامه و نظم سر نپيچيد. اوقات استراحت و تفريح و عبادت و همه فعاليت ها را در اين برنامه بگنجانيد تا زمانى خالى نماند و توجه به فرصت بيكارى شما را سمت تأخير انداختن كارها سوق ندهد. 4. بكوشيد براى هر رفتارى انگيزه اى قوى داشته باشيد و به ويژه از آثار مثبت تصميم گيرى ها و رفتارهاى خاص خويش به طور كامل آگاه شويد. 5. محيط زندگى و موقعيت كارى خود را تغيير دهيد و موانع بروز اراده و فعاليت را نابود سازيد; براى مثال در موقعيتى كه به سرزنش و متهم شدن به ناتوانى و ناپختگى مى انجامد، قرار نگيريد . براى تصميم گيرى ها و اقدامات خويش امنيت روانى فراهم آوريد تا بتوانيد به آرامى در برابر ديگران يا همراه آنان ابراز وجود كنيد و برجستگى فكرى و فعاليت به جا را از طريق تصميم آشكار سازيد . 6. هر كارى را آسان تلقى كنيد; زيرا در برابر اراده پولادين انسان همه سختى ها آسان مى گردد . به استقبال كارهاى به ظاهر دشوار برويد و به خود تلقين كنيد مى توانيد در اين امور درست تصميم بگيريد و افتخار موفقيت در انجام آن ها را به دست آوريد. 7. رضايت خداوند را ملاك هر رفتار و گفتار قرار دهيد و از تسليم شدن در برابر تمايلات پوچ و هواهاى نفسانى بپرهيزيد. اين تسليم شدن ها اراده را ضعيف و متزلزل مى سازد. تقوا و رعايت حرمت دستورهاى پروردگار براى آرامش روانى و تقويت نفس و اراده بسيار سودمند است. 8 . مدتى برنامه ريزى و تصميمات خود را با فردى ذى صلاح در ميان بگذاريد و از وى بخواهيد مراقب باشد تا در شما دو دلى پيش نيايد و اجراى تصميمات خويش را به تاخير نيندازيد. 9. از خواب زياد، پرخورى و ديگر اسباب تنبلى و سستى اراده بپرهيزيد و نگذاريد ديگران به جاى شما تصميم بگيرند. 10. با كسانى كه روحيه و اراده قوى دارند، دوست شويد تا اراده شما نيز قوى گردد. 11. بكوشيد تصميم هاتان را با فردى با تجربه در ميان نهيد تا از قوت و درستى شان اطمينان يابيد. پس از مشورت با اين فرد، بر اساس تدبر و انديشه خود تصميم بگيريد و بدون از دست دادن فرصت اقدام كنيد. تصميم بايد بر تدبير و انديشه و آگاهى هاى لازم استوار باشد و به عمل بينجامد . تخلف از اين امر جز تلف كردن وقت، پيروى از افكار پوچ و سستى در عمل دستاوردى ندارد و فرد را با زيان هاى مادى و معنوى روبه رو مى سازد. از اين رو، امور ياد شده گناه به شمار مى آيد. ترديد در تصميم گيرى و تاخير در عمل سبب از دست رفتن منافع معنوى و مادى فراوان مى شود و زيان هاى بسيار را به ارمغان مى آورد. 12 . تصميمات به جا و پر ارزش گذشته خود را به ياد آوريد و توجه كنيد كه چون گذشته براى انجام دادن كارهاى مهم آمادگى داريد. 13. در تصميم ها و فعاليت هاى اسوه ها دقت كنيد، در همسان سازى و الگوپذيرى جدى باشيد تا جرات انجام كار يابيد و توان تصميم گيرى و اجرا در شما تقويت شود. 14. ورزش مستمر و منظم را كه در تقويت اراده بسيار مؤثر است، فراموش نكنيد. 15. با تصميم هاى آسان در كارهاى ساده، به تدريج خود باورى و توانمندى را در خويش پديد آوريد و راه را براى تصميم گيرى در امور مشكل و پيچيده هموار سازيد. 16. در موضوع مورد نظر تمركز پيدا كنيدو از اشتغالات ذهنى متعدد بپرهيزيد تا تصميم گيرى آسان تر صورت پذيرد. 17. پس از تدبير و مشورت از عواقب تصميم هاى خود هراسناك نباشيد و به خدا توكل كنيد . پيامدهاى تصميم هاتان را كه از قلمرو انديشه تان بيرون است و با سامان دادن احتمال هاى ضعيف سبب ترديد و تزلزل شما مى گردد، به خداوند متعال كه به بندگانش لطف و رحمت و محبت گسترده دارد، واگذاريد و به آنچه پروردگار پيش مى آورد، خشنود باشيد. خداوند شما را سمت صلاح و مطلوب واقعى تان رهنمون شود.
ارسال نظر برای این مطلب

کد امنیتی رفرش
درباره ما
Profile Pic
بسم الله الرحمن الرحیم
اطلاعات کاربری
  • فراموشی رمز عبور؟
  • نظرسنجی
    علت انتخاب پوشش های نامناسب توسط برخی از افراد چیست ؟
    آمار سایت
  • کل مطالب : 526
  • کل نظرات : 36
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • آی پی امروز : 8
  • آی پی دیروز : 25
  • بازدید امروز : 79
  • باردید دیروز : 32
  • گوگل امروز : 4
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 245
  • بازدید ماه : 1,833
  • بازدید سال : 17,408
  • بازدید کلی : 144,390
  • کدهای اختصاصی
    . . .
    . . . . . ..

    تنظیم فونت

    
  • صبح
  • . .. ..

    كد ساعت

    
  • خدشه